حاج ملا هادي السبزواري ( يا يكى از شاگردانش )

21

هادي المضلين ( فارسى )

نفى « لا إله » را كه مخصوص رتبهء واجب الوجود است در استثناى « إلّا اللّه » كه مقام ممكن الوجود مىباشد ، بايد هويدا نمود . مجموع صفات و اسما را به موردى كه ذات الوهيت به او وارد شده است ، بايد راجع نمود تا معرفت او - جلّ جلاله - حاصل گردد ، چنانچه فرموده است : « كنت كنزا مخفيا ؛ فأحببت أن اعرف ؛ فخلقت الخلق لكى اعرف . » [ 15 ] آن خلقى كه به جهت معرفت خود آفريد ، عقل بود . او را موجود فرمود و در او استقرار پذيرفت . « كان اللّه و لم يكن معه شىء » [ 16 ] را چنين بايد معنى كرد كه هيچ چيز با ذات او مشاركت و مجانست ندارد و او را با هيچ شىء معيّت نخواهد بود . هرگاه اين‌طور معنى نمايند كه خداى تعالى بدون مخلوق موجود بود ، در حالتىكه هيچ چيز ايجاد نشده بود ، جميعا در عدم بودند ؛ چندين بحث عمده وارد خواهد شد كه ابدا جواب از براى آنها نخواهد بود : اوّلا : تعطيل در وجود لازم مىآيد كه ذات الوهيت آلت معطّله بشود . ثانيا : در وصف خداى تعالى اين‌چنين گفته‌اند كه : « داخل فى الأشياء لا بالممازجة و خارج عن الأشياء لا بالمبائنة » [ 17 ] وقتىكه ذات الوهيت بدون وجود مخلوق بوده است ، در اين‌صورت بيّن و آشكار « خارج عن الأشياء » خواهد بود « مع المبائنة » ، و منع دخول او را فى الأشياء كرده‌اند ، بلكه مستقلّا اثبات شخصيت و جسمانيت او شده است . غيب الغيوب مطلق را كه از طرف و جهت خارج است ، او را در طرف و در جهت مخلوقى كه بعد بايد خلق بفرمايد ، قرار داده‌اند . و هيچ‌يك از اين بحثها را جواب نمىتوان گفت .